الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
360
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
مىكردم شنيدم بانگ و غريو از اطراف كوفه بر آمد خادمى نزد من آمد پرسيدم : چه خبر است كه كوفه را خروشان بينم ؟ گفت : هم اكنون سر خارجى كه بر يزيد بيرون آمده بود آوردند . گفتم : اين خارجى كيست ؟ گفت : حسين بن على عليهما السّلام . ( 1 ) مسلم گفت : ساعتى صبر كردم تا خادم بيرون شد آنگاه طپانچه بر رخسار خويش زدم چنان كه نزديك شد دو ديدهام نابينا گردند و دست از گچ بشستم و از پشت قصر بيرون شدم تا نزديك كناسه رفتم ايستاده بودم و مردم منتظر رسيدن اسيران و سرها بودند كه ناگهان نزديك چهل شقّه [ 1 ] ديدم مىآيد بر چهل شتر نهاده و حرم و زنان و اولاد فاطمه عليهما السّلام در آن شقّهها بودند و على بن الحسين عليه السّلام را ديدم بر شترى بىگستردنى و پالان و از رگهاى گردن او خون مىپالاييد و مىگريست و مىگفت : يا امّة السّوء لا سقيا لربعكم * يا امّة لم تراعى جدّنا فينا لو اننّا و رسول اللّه يجمعنا * يوم القيمة ما كنتم تقولونا تسرّونا على الاقتاب عارية * كأنّنا لم نشيّد فيكم و دينا بنى اميّة ما هذا الوقوف على * تلك المصائب لا تلبون داعينا تصفّقون علينا كفّكم فرحا * و انتم في فجاج الارض تسبونا أ ليس جدّى رسول اللّه ويلكم * اهدى البريّة من سبل المضلّينا يا وقعة الطّف قد اورثتنى حزنا * و اللّه يهتك أستار المسيئينا ( 2 ) يعنى : « اى امّت بد ، باران بر مسكن شما نبارد ؛ اى امّتى كه پاس جدّ ما را دربارهء ما نداشتيد . اگر ما را با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روز رستاخيز جمع كند شما چه مىگوييد ، ما را بر چوب جهاز شتر برهنه مىبريد گويى ما دين را ميان شما استوار نكرديم ، اى بنى اميّه براى چيست وقوف شما بر اين مصائب و جواب ندادن خوانندهء ما . از شادى كف مىزنيد بر ما و در زمينها ما را به اسيرى مىبريد . واى بر شما آيا جدّ ما رسول اللّه مردم جهان را از راه ضلال به هدايت نياورد . اى وقعهء طفّ مرا اندوهگين ساختى . خدا پردهء بدكاران را مىدرد » . ( 3 ) پس مسلم گفت : اهل كوفه به آن كودكان كه بر محامل بودند خرما و جوز ( گردو ) و نان مىدادند امّ كلثوم فرياد زد : اى اهل كوفه صدقه بر ما حرام است ، و آنها را از دست و دهان ايشان مىگرفت و بر زمين مىانداخت . و چون اين سخن مىفرمود : مردم گريه مىكردند و امّ
--> [ 1 ] مرحوم مجلسى در جلاء العيون شقّه را كجاوه و محمل ترجمه كرده است و من در كتاب لغت بدين معنى نيافتم هر چند عبارات روايت بر اين دلالت دارد .